بیماری ام اس .سرطان. .انمی یا کم خونی.بزرگی طحال.فاویسم.هموفیلی. . خستگی .

 
ام اس
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۸
 
افسردگی و ام اس
افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی است که به علل مختلف و گاه ناشناخته عارض می شود, این اختلال دارای علائم و انواع گوناگونی است و فرضیه های مختلفی در مورد علل بروز آن وجود دارد. علاوه بر نقش هورمونهای مغزی, مسائل درونی و طرز نگرش و افکار فرد نیز در این بیماری بسیار مهم هستند. فرد افسرده بطور دائم نسبت به خود, دیگران و حتی دنیا دید منفی دارد که بر اساس همین دید رفتار می کند و به همین جهت هم پاسخ مناسب و مطلوب دریافت نمی کند. در بیشتر انواع افسردگی این کاملاً مشهود است که با تغییر افکار و شناختهای افراد, علائم بیماری نیز قابل کنترل است. یکی از انواع افسردگی, افسردگی های ناشی از یک بیماری طبی دیگر هستند. در اکثر افرادی که در مقابله با یک استرس, بیماری یا وضعیت حاد احساس ناتوانی می کنند, علائم افسردگی به سرعت بروز می کند و به تدریج این افسردگی که در ابتدا بر اثر یک مشکل دیگر بوجود آمده خود تبدیل به مشکلی می شود که نیازمند مداخله های درمانی گوناگون می گردد و حتی گاهی در سیر درمان بیماری اولیه نیز اختلال ایجاد
می کنند. یکی از علائمی که در تمام انواع افسردگی به چشم می خورد احساس ناتوانی, یاس و ناامیدی است. 50% از بیمارانی که Ms تشخیص داده می شوند در طول عمر خود دچار اختلال افسردگی می شوند که به نظر می رسد افسردگی آنها با آگاهی از نوع بیماری خود و احساس یاس و ناامیدی بیشترمرتبط باشد تا اثرات جسمانی بیماری, همچنین مشهود است که وجود باورهایی چون لاعلاج بودن بیماری, بی تاثیر بودن مداخلات درمانی و عدم اطمینان به مصرف داروها, باعث
بیشتر شدن تنش ها و ناراحتی های فرد شده و با بالابردن احساس ناامیدی فرد, افسردگی او را تشدید می کند.چون افرادی که بطور عمیق دچار احساس افسردگی هستند, دچار کاهش انرژی و فعالیت, کاهش اعتماد به نفس و بدبینی به آینده نیز هستند, چنانچه فرد دچار Ms برای مدتی, دچار حالات فوق نیز باشد, انرژی لازم برای پیگیری فعال درمانهای مربوط به Ms را از دست داده و به آینده خود و درمان نیز احساس بدبینی خواهد کرد. به همین لحاظ چنانچه فرد با آگاهی از تاثیر منفی افسردگی در درمان و بهبود مشکل اولیه خود, نسبت به وضعیت روانی خود حساس بوده و در جستجوی راه حل مناسب برای مشکل افسردگی خود باشد, می تواند از این راه به درمان بیماری Ms نیز در خود کمک می کند. از آنجا که این افسردگی بیشتر تحت تاثیر استرسها قرار دارد تا سیر بیماری, مداخله های محیطی و حذف و کنترل استرسها می تواند برای بیمار موثر باشد. فرد بیمار می تواند با آموختن راههای حل مشکل و مدیریت مشکلات محیطی نسبت به آرام ساختن محیط خود اقدام نماید. این اقدامات بعلاوه احساس کنترل بیمار را بر موقعیت خود
بالا برده و از احساس ناتوانی وی می کاهند و از این طریق حتی می تواند بر اعتماد به نفس وی نیز موثر باشند. بعلاوه شرکت در جلسات مشاوره گروهی به فرد این احساس را می دهد که علاوه بر او افراد دیگری نیز با این مشکل دست به گریبان هستند و می توانند از تجربیات یکدیگر در این زمینه سود جسته و حتی از یکدیگر در این زمینه سود جسته و حتی از یکدیگر حمایت کنند. جلسات مشاوره با خانواده و اطرافیان بیمار به آنها کمک می کند تا شناخت بیشتری نسبت به این بیماری پیدا کرده و راههای موثرتری برای برخورد و مقابله آن بیابند. بعلاوه چون خانواده, محیط بلاواسطه فرد را تشکیل می دهد, آرام بودن محیط کلی خانواده به بیمار نیز احساس آرامش داده و به او کمک می کند تا در یک محیط نسبتاً خالی از تنش, انرژی خود را صرف کسب اطلاعات لازم و بکار بستن آنها کند و بطور موثرتری به مقابله با مشکل خود بپردازد. لذا ضروری است خانواده و اطرافیان هم اطلاعات کافی کسب کرده و نسبت به نقش استرسها و تنش ها در پیشرفت بیماری آگاه باشند تا بتوانند از این راه نیز به بیمار خود کمک کنند. در هر حال داشتن استراحت کافی, یک محیط آرام و خالی از تنش و استرس, و حمایت خانوادگی کافی یکی از موثرترین روشها برای کنترل پیشرفت علائم بیماری Ms می باشند.


 
comment نظرات ()